{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است

دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است…

و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !

شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛

میان جاده که می آمدم ، سرم پر از فکر بود

فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم

احساس می کردم بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم

چیزهایی مثل ِِ

آینده

رفتن

ماندن

حالا اما اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن
دیدگاه ها (۱)

💔💔

چه اسفندها....آه*چه اسفندها دود کردیمبرای تو ای روز اردیبهشت...

کاش بودی برخلاف بی حوصلیگیهای الانم باسلیقه و حوصله تمام برا...

فاش میگویم...

انگار واقعا خدا فرشته ای رو برام فرستاده که با بودنش احساس ا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ همه کم کم رفتن خونه هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط