{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 3
+واییییی حسابی مست کردیم باز خوبه من یکم هوشیارمااا
*من کجام مسته خوشگلمممم هههه(خنده)
+اره اره قشنگ معلومه وایی حالا چرا ساتیا رفت خونشون
*یه نیگا به ساعت بنداز عزیزمممم
+واییییییی ساعت دوعهههههه
*بعله حالا داد نزن من یکم هوشیارم ترتیب اینجارو من میدم تو برو خونه که بدبختی
+باشه باشه بای
ویو ات
سریع از همه خدافظی کردم و دعا دعا میکردم تو مسیر که شوگا نیومده باشه هنوز که رسیدم خونه ماشینو پارک کردمو کلید انداختم
ویو شوگا
ساعت 1 رسیدم خونه که دیدم ات نیست خونرو زیرو رو کردم ولی نبود حتی تلفنشم جواب نمیداد یه حدسایی میزدم ولی امیدوارم غلط باشه همینجوری با خودم کلنجار رفتم که دیدم ات کلید انداخت و اومد داخل از کم هوشیار بودنش و لباساش فهمیدم رفته پارتی خونه لینا
_به به خانم ات تا این وقت شب کجا بودن؟
+ شو.. شوگا م... ن.. من رفته بودم بیرون مهمونی خونه مامانم (خودمم فهمیدم دروغم ضایع بود)
_که اینطور ببین دروغ فقط همه چیو بدتر میکنه خب بزار حدس بزنم رفتی خونه لینا پارتی درسته؟
+تتت.... و.... تو از کجا فهمیدی؟(نگران)
_یه نگاه به طرز لباس پوشیدنت بکن من چی به تو بگم اخه مگه نگفتم نرووووو( داد)
شوگا تروخدا داد نزن غلط کردم شوگا خواهش میکنم سرم داد نزن م...
حرفم با سیلی که شوگا بهم زد نصفه موند و باعث شد بیفتم زمین از بس محکم بود
+ تو ت.. و تو من که ازت معذرت خواستممممم (گریه سگی)
دوییدم سمت اتاقمون و درو محکم بستم
ویو شوگا
تازه فهمیدم چیکار کردم من خیلی از دستش عصبانی بودم ولی خب قبول دارم بد زدمش ولی اونم نباید بدون اجازم میرفت به اونجای کوفتی
از پله ها بالا رفتم و رفتم تو اتاقمونو پیش ات نشستم
_ات ات عزیزم خانومم
+......
دیدگاه ها (۰)

پارت 2+نمیرم اصن ولش کن اها راستی تو کی میای خونه؟ _من معلوم...

فیک یونگیوقتی ساعت 2 میای خونهپارت 1 ویو ات صب با نوری که به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط