رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۶۳

ارسلان، ایول

دیانا، رفتم حاضر شدم رفتم پایین دیدم ارسلان رو میز نشسته
بیا پایین الان میشکنه

ارسلان، نمیشکنه بریم

دیانا، بریم آهان رفتیم بیرون ناهار میگیری برام

ارسلان، چشم بریم

دیانا، ارسلان عقد و عروسی رو باهم بگیریم

ارسلان، آره خوبه

دیانا، خوب من یه لباس ور میدارم

ارسلان، اوکی سوار ماشین شدیم ۵۰ دقیقه بعد رسیدیم

دیانا، رفتیم تو پاساژ یه مزون دیدم که لباس های قشنگی داشت بیا بریم
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

پنهان عشق

پنهان عشق

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

the first lie

پارت ۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط