{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاغذ ابر و باد را بردار

کاغذ ابر و باد را بردار
و رو به قبله من
در همین حوالی
قلمت را بی بهانه بتراش...
اگر خواستی مرا بنویسی-یک خواهش صمیمی و کوچک
تنهایی مرا بکش
تا بامداد قیامت!
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

The Joke That Broke Us

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

FALLEN ECHOESPart 12هیونجین وقتی از ساختمان متروکه خارج شد، ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

کاغذ ابر و باد را بردارو رو به قبله مندر همین حوالیقلمت را ب...

﷽..ﺫﮐﺮ ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ : ﯾﺎﺭﺏ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ......سلااااااااااااااااااااا...

رو به دیوار می ایستمدر اندیشه پشت دیوار نیستم اما….تو میگویی...

میخوای زندگیت رو از‌نو شروع کنی؟ پس با من همراه باش ( پارت ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط