رومان عشق بی نھایت پارت 14
رومان عشق بی نھایت پارت 14
از زبان ملیسا
حنا یہ سرہ نخی از کسی کہ این عکس ھا و این خبر رو پخش کردہ پیدا میکنہ یہ پسر بہ اسمہ شوگا کوک و جیمین میرن و اون پسر رو پیدا میکنن و تا حد مرگ کتکش میزنن و ازش میپرسن چرا این کارو کردی اما حرفی نزد بعد دوبارہ کتکش زدن و بعد بہ حرف در اومد گوفت:جنی بہ من گفت کہ این کارو کنم کوک گفت:جنی کیہ گفت:ھمونی کہ اون دختر بہ اسمہ ملیسا رو ازیت میکرد اسمہ اون دختر زورگو جنی بود واقعا تو شوک بود برایہ چی باید این کارو انجام بدہ کوک رفت دنبال اون دختر و جنی رو پیدا کرد و کنار اون پسر گذاشتش و شکنجش کردن واقعا کوک با کسی شوخی نداشت جنی فھمید کہ حنا کسی بود کہ فھمید اینا این کارو کردن کینہ بہ دل گرفت
شب شد
رفتم بہ خونم واقعا خیلی خستہ بود بہ محز اینکہ رفتم تو اوتاقم رو تختم ولو شدم و خوابیدم فردا آمادہ شدم کہ برم مدرسہ رفتم مدرسہ اما حنا اونجا نبود ھرچی زنگ میزدم جواب نمیدا نگرانش شدم زنگ زدم بہ مادرش و ازش پرسیدم کہ حنا کجاس اما گفت:من خونہ نیستم من دیشب رفتم فرانسہ پدرش ھم کہ خیلی وقتہ کہ رفتہ لندن تنھا کار این بود کہ زنگ بزنم بہ برادرش۔۔۔
از زبان ملیسا
حنا یہ سرہ نخی از کسی کہ این عکس ھا و این خبر رو پخش کردہ پیدا میکنہ یہ پسر بہ اسمہ شوگا کوک و جیمین میرن و اون پسر رو پیدا میکنن و تا حد مرگ کتکش میزنن و ازش میپرسن چرا این کارو کردی اما حرفی نزد بعد دوبارہ کتکش زدن و بعد بہ حرف در اومد گوفت:جنی بہ من گفت کہ این کارو کنم کوک گفت:جنی کیہ گفت:ھمونی کہ اون دختر بہ اسمہ ملیسا رو ازیت میکرد اسمہ اون دختر زورگو جنی بود واقعا تو شوک بود برایہ چی باید این کارو انجام بدہ کوک رفت دنبال اون دختر و جنی رو پیدا کرد و کنار اون پسر گذاشتش و شکنجش کردن واقعا کوک با کسی شوخی نداشت جنی فھمید کہ حنا کسی بود کہ فھمید اینا این کارو کردن کینہ بہ دل گرفت
شب شد
رفتم بہ خونم واقعا خیلی خستہ بود بہ محز اینکہ رفتم تو اوتاقم رو تختم ولو شدم و خوابیدم فردا آمادہ شدم کہ برم مدرسہ رفتم مدرسہ اما حنا اونجا نبود ھرچی زنگ میزدم جواب نمیدا نگرانش شدم زنگ زدم بہ مادرش و ازش پرسیدم کہ حنا کجاس اما گفت:من خونہ نیستم من دیشب رفتم فرانسہ پدرش ھم کہ خیلی وقتہ کہ رفتہ لندن تنھا کار این بود کہ زنگ بزنم بہ برادرش۔۔۔
- ۶۲
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط