{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا چشم نجوشید سرازیر نشد.

تا چشم نجوشید سرازیر نشد.
در ذهن تو رودخانه تصویر نشد
با حرف زدن کسی به جایی نرسید
با گفتن نان هیچ کسی سیر نشد
دیدگاه ها (۱)

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

هر لذتــے که میپوشم یا آستینش دراز است یا کوتاه؛ یاگشاد به ق...

همیشه یک نفر هست ...! که زندگی را ...به دو قسمت قبل ،و بعد ا...

من آن یخم که از آتش گذشت و آب نشد دعای یک لب مستم که مستجاب ...

عشق صورتی پارت اخر

من فقط یه نفر رو دوست دارم

♨️تحلیل دکتر خوش‌چشم از تصویر مقاله ظریف در نشریه فارن افرز:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط