{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح بی آفتاب

صبح بی آفتاب
همان شب است
دوباره قصه بگو مادر ...

رسول یونان *
دیدگاه ها (۱)

گفتی که:"چو خورشید٬ زنم سوی تو پر٬چون ماه ٬ شبی می کشم از پن...

تو آمدیو بی آنکه بدانی"خدا"با توبرای منیک بغل شعر نگفته فرست...

اگر نتوانم با تو قهوه بنوشمپس قهوه خانه ها به چه درد می خورن...

چمدانت بزرگ هم که نبود !چگونه با خودبردی تمام من را ...؟؟!

🎥سرود زیبای قصه مادر﴿ ... دیشب خواب آقا را دیدم دوباره... ﴾ ...

نیمی آتشمنیمی باراناما بارانم، آتشم را خاموش نمی‌کند ..- رسو...

دوباره شب زنده داری داریمتا صبح پست میباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط