{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی‌ کشفِ یک حقیقت ,

گاهی‌ کشفِ یک حقیقت ,
بسیار هولناک تر و درد ناک تر از وجودِ آن است...
و من یک غروبِ پائیز فهمیدم،
در رویا‌های او ,
جایی‌ برای شیفتگی‌‌های صادقانه ی من نیست...
دیدار‌هایِ ما برای او ,
معنایِ خاصِ خودش را داشت...
من اما،
در دوست داشتنم بی‌ نیاز بودم...
لحظه‌ها را به کمال زندگی‌ می‌‌کردم،
چه در کنارِ او...
چه بی‌ حضورِ او...

نگاهِ ما به عشق چقدر متفاوت بود ...
و من نمی‌د‌انستم ...

نیکی‌ فیروزکوهی
از مجموعه ی همه ی مادران به بهشت نمی‌‌روند
دیدگاه ها (۱)

عکس خودش گویای همه چیهههدر کنار آقای شه*ید در سالهای دفاع مق...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

---❖ خاندان روینتا ❖«خونِ ما از پادشاهی‌ها قدیمی‌تر است. جاد...

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

P : 25

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط