{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حظه های بی کسی را می شمارم

حظه های بی کسی را می شمارم
یک و دو
صد هزاران گشته این لحظه های بی شمار ...
لحظه های بی کسی را می شمارم
بی توقع از نبود دلخوشی
راز دیرینه بلای جان من
لحظه های بی کسی
مرهم اسرار من
هیچ کس از خلوت من و خدا
چیزی از اسرار دیرین را ندانست و نپرسید
این درخت فرتوت کهنسال زمین
صد ساله است
این من هستم ای دلا !
راز ها دارم ولی گفتار از گفتنش خاموش ماند
رازها دارم ولی هیچ کس از من نپرسید درد را
درد من ماتم نبود
درد من هجران ولی تنها نبود
درد من خاموشی دلهای آدم های شاد بود
درد من درد فراق از یاور غمخوار بود
درد من تنهائی سخت و نبود همدم مهربان این دیار
نه که آ ن تنها نبود
درد من از خوابیدن دلهای انسان
از گذار چابک لحظه های بی امان
از همان پل های بی تکرار بود ..
دیدگاه ها (۵)

اینم شاهکار دختر خالم ارمین و کشیدبقیه نقاشیاشم میذارم

هوووورا بالاخره یادگرفتمممممدرستش کلدممممم

یه هوای عاااالیییییبا نم بارون تو حیاط بااهنگای قدیمی به بهه...

زن✓با چشمانش↯حرف میزنـــــد دوست داشتنش رابا نگاهش میگوید➫دل...

لحظه ها را می شمارم یک و دو صد هزاران گشته این لحظه های بی ش...

لحظه های بی کسی را می شمارم ..یک و دو صد هزاران گشته این لحظ...

راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است تا...

ای عمر پر درد و بلا بار سفر بند امروز با زهر جفا بار سفر بند...

تقدیم میکنم زیباترین مکنونات قلبی امرا به مادران شما عزیزان ...

//سلطنت راز آلود//پارت 32 حال تنها افرادی که بر روی میز ماند...

عزیزان ویسگونی من: این سروده ام راکه دروصف مادر است لی انداز...

خدا را دیده ای آیا ؟تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریکمیان بودن و...

« *اهـــلِ خــــوزستــــانم* »سرزمینم پُرِه خـــــاک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط