برلبت نه که نشاندی شب دلگیرشدم

برلبت " نَه " که نشاندی، شب دلگیرشدم
من جوان بودم و از دوریِ تو پیر شدم

قطع شد ریشه ام از دستِ دهانِ تبرت
شاخه ی خشک و ثمر مُرده ی انجیر شدم

هرچه گفتم نچکان تیر، بیا صلح کنیم
زیر رگبار "بُرو" هات زمینگیر شدم

سینه ام سوخت ازاین آتش بی مهری ها
مثل یخ ، در پیِ این حادثه تبخیر شدم

خبـر ِ اول ِ اخبار ِ حوادث گشتم
در مجلّات ِ جهان سوژه و تکـثیر شدم

مرگ من بر لب افکار عمومی گل کرد
معنیِ عشق و جنون، مرجعِ تفسیرشدم

جسدم خاک شد اما دل من سالم ماند
توی بازار طلا ، حلقه و زنجیر شدم
دیدگاه ها (۲)

یک قانون نانوشته وجود دارد که میگویدهروقت خبری از کسی نبودبد...

بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم"نظری نیک به رخسارۀ ماهت بکنمشرر...

ای عزیز دیوانه‌ام نادیده مجنونت شدمجان‌خود راسوختم مستانه مع...

لبان تو مرا محتاج گندم می کند امشبنگاهم رد پایت را تیمم می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط