برلبت نه که نشاندی شب دلگیرشدم
برلبت " نَه " که نشاندی، شب دلگیرشدم
من جوان بودم و از دوریِ تو پیر شدم
قطع شد ریشه ام از دستِ دهانِ تبرت
شاخه ی خشک و ثمر مُرده ی انجیر شدم
هرچه گفتم نچکان تیر، بیا صلح کنیم
زیر رگبار "بُرو" هات زمینگیر شدم
سینه ام سوخت ازاین آتش بی مهری ها
مثل یخ ، در پیِ این حادثه تبخیر شدم
خبـر ِ اول ِ اخبار ِ حوادث گشتم
در مجلّات ِ جهان سوژه و تکـثیر شدم
مرگ من بر لب افکار عمومی گل کرد
معنیِ عشق و جنون، مرجعِ تفسیرشدم
جسدم خاک شد اما دل من سالم ماند
توی بازار طلا ، حلقه و زنجیر شدم
من جوان بودم و از دوریِ تو پیر شدم
قطع شد ریشه ام از دستِ دهانِ تبرت
شاخه ی خشک و ثمر مُرده ی انجیر شدم
هرچه گفتم نچکان تیر، بیا صلح کنیم
زیر رگبار "بُرو" هات زمینگیر شدم
سینه ام سوخت ازاین آتش بی مهری ها
مثل یخ ، در پیِ این حادثه تبخیر شدم
خبـر ِ اول ِ اخبار ِ حوادث گشتم
در مجلّات ِ جهان سوژه و تکـثیر شدم
مرگ من بر لب افکار عمومی گل کرد
معنیِ عشق و جنون، مرجعِ تفسیرشدم
جسدم خاک شد اما دل من سالم ماند
توی بازار طلا ، حلقه و زنجیر شدم
- ۷۰۳
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط