{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی هم دانشگاهی بودید و ...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ...
Part:²
میدونستم بزرگ ترین ترسش چیه ..
با ناباوری به دور شدنش نگاه میکردم مردتیکه ! با تکون دادن دست لونا جلوم به خودم اومدم که با همون لحن همیشه گیش غرید
&یااااا کیم آت کجایی ؟؟ نیم ساعته دارم صدات میکنمم ( کیوت عصبی )
خنده ای به این کیوت بودنش کردم
+هی هی همین جام ( خنده )
&که منو مسخره می‌کنی ها ؟؟یکی از ابرو هاش بالا رفت که ناخواسته خندم شدت گرفت که با کشیده شدن دستم توسطش خودم و جمع و جور کردم
&شیباللل یاااا کیم آت دعا کن فقط امروز دیر نرسیم سر کلاس وگرنه بلایی به سرت میارم که مرغای آسمون به حالت گریه کنن( عصبی کیوت
از شدت کیوت بودنش خنده ای کردم اون واقعا بامزه بود
تقه ای به در زد که با صدای جدی استاد وارد شدیم وای نه لونا الان منو می‌کشه که چرا دیر رسیدیم چشمم خورد به ته کلاس عجیبه واقعا عجیبه یعنی اون مرتیکه نرسیده به کلاس ؟ شونه ای بالا انداختم که از چشم استاد دور نموند‌ وای نه میدونستم میخواد غرغر کنه همین که خواست شروع کنه در کلاس باز شد تو ذهنم فقط یه کلمه تکرار می‌شد وای نه ای کاش بر می‌گشتم به چند دقیقه پیش !
ادامه دارد ببخشید دیر گذاشتم جبران میکنم خوشگلام
دیدگاه ها (۰)

درخواستی وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part:¹+لونا ..! نه !!( ن...

#سناریو : وقتی جلو شون بابا کرم می رقصی 😂نامجون: پشماش ریخته...

رمان عشق یک طرفه پارت اول ویـــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط