{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهم امشب با نوا باآسمان صحبت کنم

خواهم امشب با نوا باآسمان صحبت کنم
من خدا را بر زمیـن بر سفره ام دعوت کنم
درد دلهـایم بگویم مو به مو و خط به خط
بهر درمان تمام دردهایم با خدا بیعت کنم
بشکنـم عهـدی کـه بستـم با نگار بی وفـا
کنج این خلوت کمی درپشت او غیبت کنم
خوب میدانم که میداند خدایم هر چه هست
کنـج ایـن خلوت بـرای درد دل جرات کنم
کنج این خلوتگهم تنهای تنها مست مست
بر سـر سجـاده ام مـن از وفـا قیمت کنـم
با خداگویم سخن هم صحبتم من مهر و ماه
صبح با شمس و شبش را با قمر الفت کنم
تحفـه آورده دل بشکستـه را سنگ صبـور
تا خدا هست در کنـارم
من کجا غربت کنم...
دیدگاه ها (۳۲)

منم پرنده غمگین که میل باغ ندارد برای بال گشودن دل و دماغ ند...

دل به چشمان تو که می بندم خنده در روزگار من جاری ست پشت دیوا...

بودنت ارامش جان من است در خیالت زیستن کار من استاگر این دل ب...

امروز برایت مینویسم امروز که اوقاتَم گُنگ استخُلقَم تنگ استو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط