{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند:

.خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
#شبتــون_مــاه🌙
دیدگاه ها (۱۶)

غزل هایم برای او که هم جان است و جاناندل بی طاقتماما اسیر د...

مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویتخرابم می‌کند هر دم فریب چشم...

طعم آن بوسه و کندوی تو لذت داردمحو آن چشم چو آهوی تو لذت دار...

مگر می شود یک نفر را آنقدر نداشتاما بی نهایت دوست داشت ؟!

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

تو در من شبی جا ماند که هرگز صبح نشد 🥲متنش سنگین بود ❤️‍🩹🥲

. خواستم وصف تو را در غزلی جا بدهم واژه کم بود و قلم گفت محا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط