«من عاشق یه مافیا شدم.....»
«من عاشق یه مافیا شدم.....»
part-13
ویو وانی*
صبح با درد زیر شکمم از خواب بیدار شدم و یهو جیغ کشیدم و جونگکوک گفت ....
جونگکوک: چیشده بیب؟؟؟
وانی: چرا هر دومون لختیم ؟؟؟
جونگکوک: یعنی یادت نیست بیبی؟؟؟
یهو همه چی یادم اومد و گفتم ....
وانی: یعنی م م م م انجامش دادیم؟؟؟
جونگکوک: یه جوری نگو که انگار بی اجازه انجام دادم خیلیفتی منم...... ، کلی این یک ماه مننظر این لحظه بودم صدای ناله های دیشب...... بیبی خیلی سکسی بودی ها........
توی شک بودم که یهو دلم دوباره تیر کشید.....
وانی : کوکی دلم درد میکنه
جونگکوک : بیا بریم حموم
وانی : باشه کوکی
جونگکوک : الان واقعا عاشقم شدی و دیگه کوک صدام میکنی
وانی: اره کوکی دیگه تمام وجودم مال توعه .....
دوباره خم شد روم و شروع به بوسیدنم کرد و با هم به حموم رفتیم.....
ویو نویسنده ٬
جونگکوک یه دوست قدیمی به اسم تهیونگ داره که با هم خیلی خوب بودن ولی دوست دختر تهیونگ جونگکوک رو دوست داشته و یه شب تو کلاب میبوسدش تهیونگ هم این صحنه رو میبینه و فکر میکنه دوست دخترش با جونگکوک میخوان به تهیونگ خیانت کنن جونگکوک یه فیلم که دوربین های مداربسته از اون صحنه فیلم گرفتن داره ولی تهیونگ حاضر نیست که حرف های جونگکوک رو باور کنه برای همین قول داده که انتقام بگیره ، میا از این فرصت استفاده میکنه و با تهیونگ قرار میزارن که وانی رو بدزدن.......
ویو وانی*
کل روز با کوکی کلی خوشگذروندیم و با هم فیلم دیدم ....... که به جونگکوک زنگ زدن که باید جایی بره .....
جونگکوک : بیبی من باید جایی برم
وانی: کوکی نمیخواممممک
جونگکوک : بیب زودی برمیگردم
وانی : قول میدی؟؟؟(کیوت)
جونگکوک : معلومه و بوسه کوتا به لبم زد
و رفت......
امیدوارم خوشتون بیاد💜
قشنگا گزارش نکنید💜
منم دارم زحمت میکشم💜
part-13
ویو وانی*
صبح با درد زیر شکمم از خواب بیدار شدم و یهو جیغ کشیدم و جونگکوک گفت ....
جونگکوک: چیشده بیب؟؟؟
وانی: چرا هر دومون لختیم ؟؟؟
جونگکوک: یعنی یادت نیست بیبی؟؟؟
یهو همه چی یادم اومد و گفتم ....
وانی: یعنی م م م م انجامش دادیم؟؟؟
جونگکوک: یه جوری نگو که انگار بی اجازه انجام دادم خیلیفتی منم...... ، کلی این یک ماه مننظر این لحظه بودم صدای ناله های دیشب...... بیبی خیلی سکسی بودی ها........
توی شک بودم که یهو دلم دوباره تیر کشید.....
وانی : کوکی دلم درد میکنه
جونگکوک : بیا بریم حموم
وانی : باشه کوکی
جونگکوک : الان واقعا عاشقم شدی و دیگه کوک صدام میکنی
وانی: اره کوکی دیگه تمام وجودم مال توعه .....
دوباره خم شد روم و شروع به بوسیدنم کرد و با هم به حموم رفتیم.....
ویو نویسنده ٬
جونگکوک یه دوست قدیمی به اسم تهیونگ داره که با هم خیلی خوب بودن ولی دوست دختر تهیونگ جونگکوک رو دوست داشته و یه شب تو کلاب میبوسدش تهیونگ هم این صحنه رو میبینه و فکر میکنه دوست دخترش با جونگکوک میخوان به تهیونگ خیانت کنن جونگکوک یه فیلم که دوربین های مداربسته از اون صحنه فیلم گرفتن داره ولی تهیونگ حاضر نیست که حرف های جونگکوک رو باور کنه برای همین قول داده که انتقام بگیره ، میا از این فرصت استفاده میکنه و با تهیونگ قرار میزارن که وانی رو بدزدن.......
ویو وانی*
کل روز با کوکی کلی خوشگذروندیم و با هم فیلم دیدم ....... که به جونگکوک زنگ زدن که باید جایی بره .....
جونگکوک : بیبی من باید جایی برم
وانی: کوکی نمیخواممممک
جونگکوک : بیب زودی برمیگردم
وانی : قول میدی؟؟؟(کیوت)
جونگکوک : معلومه و بوسه کوتا به لبم زد
و رفت......
امیدوارم خوشتون بیاد💜
قشنگا گزارش نکنید💜
منم دارم زحمت میکشم💜
- ۴۹۴
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط