{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"خودم" معشوقه ی شعرهایم کرده بودمت

"خودم" معشوقه ی شعرهایم کرده بودمت
انصاف نبود از راه نرسیده "تو" را بگیرد و با خودش ببرد...
تصور کن حال رفتگری را که
برگ ها را باعشق دور خودش جمع میکند و توفانی از خدا بی خبر،
از راه نرسیده با خود میبردِشان...
.
#سحر_رستگار
دیدگاه ها (۸)

کانال عکس👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEOA_CS7...

کانال عکس👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEOA_CS7...

کانال عکس👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEOA_CS7t...

#هشدار

ادامه p⁴- تهیونگم کیم تهیونگ × کیم تهیونگ!- ارع × تو پسر کیم...

پارت ۲ توی بار مست مست یودم ک ناگهان پسری دست منو گرفت کشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط