{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست دوازده🍷🔪



+کی ازم سیر میشی؟
با سوال ناگهانسم یکه خورد

برگشت سمتم

صاف نشستم و همونحور که نگاهم به جاده بود منتظر جوابش موندم

لب زد
+چی؟

_کی میخوای منم مثل اون دخترا بفروشی

اخماشو کشید تو هم
میدونست دارم از کی حرف میزنم

میدونست منظورم کیه
نفهم که نبود ، با توجه به اینکه امروزم اتفاق افتاده بود ذهنش فقط می‌رفت سمت امسال

لب زد
+حرف دهنتو بفهم ! نزار دهنتو پر‌خون کنم

میخواستم بگم غلط میکنی

ولی جلوی خودم و گرفتم
نفس عمیقی کشیدم و دستام و مشت کردک

خندیدم
با تحقیر و جوری خندیدم که بهش بر بخوره
+باشه فهمیدم غیرتی ای! حالا بگو تاریخ انقضای من کیه ؟

دستش اومد جلو تا به خودم بیام دستشو کوبید به لبم

آخی گفتم
لبم زخم شده بود میدونستم ، سوزششو حس میکردم

فکر کنم تنها جای سالم بدنم بود ..
دیدگاه ها (۳)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست سیزده🍷🔪نفس های پر حرصش اومد+داری زیا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهارده🍷🔪هنوز صحنه ی اون روزی که تو ک...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست یازده🍷🔪ولی دیگه چه فایده وقتی دلم بد...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست ده🍷🔪صدای عصبیش بلند شد +بزار کمکت کن...

^چــنــدشــاتــی جــونـگــکــوک^(پارت‌آخر)

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط