{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست ده🍷🔪



صدای عصبیش بلند شد
+بزار کمکت کنم، نمیتونی راه بیای پاهات داره می‌لرزه

جلو اومد
+بغلت کنم!!!

رومو برگردوندم و سرد زمزمه کردم
_نمیخوام

چشماش و ریز کرد و غرید
+غلط میکنی نمیخوای مگه دست خودته؟

زورگو بود همیشه
دستشو انداخت زیر پام و تا به خودم بیام بلند کرد

با قدمای محکم سمت در رفت
چشمام و بستم و تو سینه اش پنهون کردم
بدنم درد میکرد

جاهایی که کبود شده بود با دستش تماس پیدا میکرد و می‌سوخت

دندونام و رو هم فشار میدادم تا صدام در نیاد
چشمام و محکم بسته بودم که چشمه ی اشکم مجوشه
سرمو به قلبش فشار دادم

با قدمای بلند راه می‌رفت
خیلی سریع به ماشین رسید

در و باز کرد و گذاشت روی صندلی جلوی ماشین
نتونستم تحمل کنم
درد میکرد بدنم
با برخورد بدنم به ماشین اخم بلند شد و قطره اشک از چشمم روی گونه ام ریخت

بهم نگاه کرد
پشیمونی رو توی چشماش میخوندم
دیدگاه ها (۱۸)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست یازده🍷🔪ولی دیگه چه فایده وقتی دلم بد...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست دوازده🍷🔪+کی ازم سیر میشی؟ با سوال نا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست نه🍷🔪بلند شدم...نگاهم به لباسم افتاد ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هشت🍷🔪با همون لحن به سرد فقط پوزخند ز...

پارت سی

پارت۶~Goddess ~رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط