{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی به آسمان نگاه کن باید ازاین گلدانی بودن نجات پیدا ک

گاهی به آسمان نگاه کن! باید ازاین گلدانی بودن نجات پیدا کنم آنهم ازنوع آپارتمانی اش! از اینکه برای زنده ماندن برای حفظ شادابی و طراوت نیازمند دستی باشم که آب بدهد و پایی که گاه به گاه هُلم بدهد سمت پنجره! سمت نور! باید ریشه هایم را بردارم ببرم جایی، جنگلی، کوهی، دشتی، جایی که برای آب و نور فقط نگاهم به "آسمان" باشد و نیازمند دستی/دستانی نباشم که حواسش نباشد، یادش برود، کارش زیاد شده باشد، گرفتاری اش هم بیشتر از کار اَش، حوصله نداشته باشد، و ... و ... و اینگونه نباشد که گاهی ده روز در آفتاب باشم بدون آب و گاهی تا خرخره در آب و محبت مصنوعی فرو بروم با برگ های زرد و خشکیده. گیریم که ریشه هایم قوی باشد و توانم بالا، دیگر نمیتوانم میان اینـــــــهمه نگران دلـــــــــــــــــنگرانی های باغبانم هم باشم!

باید گیاه خودروی صحرایی شوم با برگهای زمخت و پهن و تیغ های بزرگ و تیز، بدون گل، بدون عطر!

.

.

به گمانم لازم است که آدم گاهی به آسمان نگاه کند حتی اگر کافی نباشد! اکنون وقت خوبیست، خصوصا که درهای آسمان چهارطاق باز است .
دیدگاه ها (۸)

دنیای غصه ها دنیای بزرگیست. عجیب و بزرگ! مثل دنیای ما آدمها....

چند روزه بخاطر امتحانام نتونستم لینک آهنگارو بزارم چندتا از ...

سلام دوستان دلم میخواد ی رمان براتون بزارم تعریف رمانه قرار ...

آی آدمک قصه های شب ... در د...

"چاه ابدیت"با کیونگ تو تالار قصر ایستادم، دستانم روی گوی بلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط