{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خنجر یاران کمرم سوخت کجایی

از خنجر یاران کمرم سوخت کجایی

دور و برم انگار بجز خارو خسی نیست

رفتی و فقط درد شده قــــــسمتم ای یار

دریاب مرا لحظه ی مرگ و نفسی نیست...
‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

ﻣﺪﺍﻡ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﮯﺷڪﻨﻨﺪ ﺳڪﻮﺕ ﻣﮯڪﻨﮯﻫﯿﭻ ﻧﻤﮯﮔﻮیے ﺣﺘﮯ ﺍﺧﻢ ﻫﻢ ﻧﻤﮯڪﻨﮯﺩ...

.نازنیم بودی و نازتمرا دلگیــــر ڪردڪاش میشد درد دلهایمرا تص...

تلخیِ روزگاراز اون جایی شروع میشهکه خیلی چیزا رو میشه خواستا...

✨ ✨ ✨ ✨ بخند هر چندغمگینیببخش هر چندمسکینیو فراموش کن هر چند...

فصل دوم بخش دوم جنگی دردناک از زبان آنتونی part24

آینه‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال‌...

«دیگر توانِ برپا کردهمه در حالِ دویدن هستند، همه در حالِ خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط