{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر امررز دلم هوای بچگی کرده

چقدر امررز دلم هوای بچگی کرده
هوای گریه های بلند و بی علت....
هوای فریاد های سرکش....
هوای قهر کردن....
هوای پاشیدن خانه از هم....
هوای کثیف کردن لباسهایم....
هوای گم کردن عروسک هایم....
هوای غرغر کردن های بی بهانه....
هوای زخم های سر زانو از دویدن....
هوای موهای شانه نکرده....
چقدر امروز دلم گرفته....
چرا سخت است
بزرگ بودن....؟
کاش همون دخترک عروسک باز بودم
کاش همان جا
در کودکی....
کسی کودکی هایم را ندیده...؟؟؟ آنها را جا گذاشته ام...؟؟؟ مدتیست دنبالشون میگردم...

#پ_ن باز هم دوباره دلم هوای کودکی کرده فقط از آنها چند قطعه عکس مونده😞
دیدگاه ها (۱)

گاه گاهی سری بزن نگذار با تو از این غریبه تر شوم…#مهدی_فرجی

تو در شمال شهری و من در جنوبش ساکنمکاش دستی نقشه های شهر ما ...

اشتیاق تـومرا سوخت کجایی...؟بازآ...#وحشی_بافقی

مثل گُل های تَرک خورده ی کاشی شده‌ام...بعدِ تو پیر که نه ، م...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴³..عصبانی به سمت آقای جئون برگش...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³².. خروجی‌م رو ثبت کردم و بیرون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط