*راز دل*

*راز دل*


ماه وش :
- مامان من کم کم دارم نگران میشم
مامان : خوب برو پیشش شاید بهت نیاز داشته باشه
- چرا من برم طرفش
مامان : بهش بگو خودت بهتر می دونی چی بگی
- عادت کرده تو اتاق صبحانه وشام نهار بخوره
مامان : زشته ماه وش اون صاحب این خونست
- اینکه همش قهره با ادم
مامان چشم غره ای بهم رفت
- باید بیاد پایین
رفتم بالا اروم در رو باز کردم پشت میز کارش نشسته بود عینکم زده بود چقدر بامزه شده بود با عینک اصلا متوجه ورودم نشده بود بداخلاق از پشت سرش رفتم وعینکشو از رو چشاش برداشتم
- نمی خوای بیای شام بخوری
برگشت نگام کرد چقدر ناراحت بود
- کیهان
کیهان : جانم
- چی شده ؟!
کیهان : هیچی عزیزم
چشای خوشرنگش تیره بود خودش گفته بود وقتی ناراحت بشیم چشامون رنگش تیره میشه
- کیهان ...
دستامو گرفت وگفت : اینجوری صدام نزن
- چرا ؟!
بلند شد ویهو کشیدم تو بغلش ومحکم به خودش فشردم
چیزی نگفتم تا وقتی اروم شد وازم یکم فاصله گرفت
کیهان : اروم شدم
- بیا برو یه چیزی بخور
کیهان : گشنم نیست دیر وقت بود نهار خوردم
- اخه چرامعدت اذیت می....
اینبار بغلم کرد کشیدم بالا دستامو دور گردنش حلقه کردم
کیهان: میشه ازم فاصله نگیری
- فاصله گرفتم ؟!
کیهان : اره دیشب اصلا به من محل نزاشتی نکنه جدی جدی می خوای فیلم بازی کنی
بد نبود یکم اذیتش کنم
- مگه تو نگفتی من هر چی تصمیم بگیرم همونه
اخمی کرد وگفت : مثلا الان تصمیمت چیه ؟
- بازی کردن
کیهان : باشه فقط اگه کم آوردی حق نداری بگی بازی
- باشه .بریم شام بخوری
کیهان : گفتم گشنم نیست
چشاش یه برقی می زد
کیهان : تو فکر راه فراری
- تقریبا
خندید وگذاشتم پایین وگفت : اگه دوست داشته باشی می تونی بری .
نگاش کردم لبخند زد وگفت : پس چرا نمیری
- دوست داری برم
کیهان : نچ
انگشتو رو لبم کشید وگفت : از این کارا نمی کردی
انگشتشو گاز گرفتم
کیهان : آخخخخ
خندیدم وتا خواستم فرار کنم از پشت گرفتم وگفت : وایسا جوابشو بگیر
- شوخی کردم بد جنس نشو
تو گوشم گفت : خیلی هم بدجنسم
- شک ندارم
قلقلکم شد تو گوشم حرف می زد بوی عطرش ادم بی حس می کرد
دیدگاه ها (۵)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

پارت ۲۳

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

تهیونگ که کلمه‌ی «ته‌دیگ» رو از سال پیش خوب یادش مونده بود، ...

the lost leaves/رمان جیمین

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط