{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*راز دل*

*راز دل*


کیهان :
با نوازش دستاش چشام باز کردم نگاش کردم دستشو گرفتم وبوسیدم لبخند کمرنگی زد وآروم گفت : مامانت اینا اومدن می ترسم برم بیرون
نشستم وگفتم : نگران نباش
از اتاق ماه وش اومدم بیرون ورفتم اتاقم خودم رفتم حمام وصورتمو اصلاح کردم با حوله اومدم بیرون مامان نشسته بود رو مبل با دیدنم بلند شد وگفت : صبح اومدم نبودی
نشستم رو صندلی وگفتم : سلام مامان .خوش اومدی . اتاق ماه وش بودم
مامان متحیر نگام کرد دستمو آوردم بالا نگاهش به حلقه افتاد گفت : مگه تو زن نداری ؟!
- زن ؟؟!!! کی ؟ زن من از این به بعد ماه وش نه فانی
مامان : فانی یه اشتباهی کرده
- مامان
مامان : لباس بپوش بیا پایین منو بابات منتظریم
- چشم
با چشم غره نگام کرد لبخند زدم حرصی رفت بیرون با آرامش لباس پوشیدم ورفتم پایین
بابا با دیدنم لبخندی زد و بغلم کرد
بابا : خوبی پسرم
- خوبم
مامان : شنیدی چیکار کرده ؟
بابا : چیکار؟!
منو بابا نشستیم مامان دلخور نگاهم کرد وگفت : بگو
- بابا من با ماه وش نامزاد شدم یعنی عقد کردیم
بابا متعجب شد بعد لبخند زد وگفت : مبارکه ولی فانی چی اونکه هنوز زنته
- طلاقش میدم
مامان : مگه دیونه شدی کیهان
- چرا این حرفو می زنی
مامان : می دونی فانی دست بردار نیست
- نباشه .نمی تونم که بخاطر اون از خوشبختی وشادیم بگذرم
مامان : تا قبل از ماه وش خوشبخت نبودی شاد نبودی
- بودم ولی نه به این اندازه ماه وش بهم آرامش میده ولی فانی چی مامان فقط اضطراب نگرانی تنش استرس اخلاقش رو که دیدید ؟!
مامان : فانی چا گناهی داره کیارش قصد تجاوز...
- مامان
بابا : مارال داری پسرتو ناراحت می کنی می دونی فانی مناسب کیهان نبود پس مخالفت نکن وسعی کن بهش کمک کنی
مامان نگران گفت : من نگران بعدشم که فانی میخواد چطوری کینه اشو ...
- حق ورود به این خونه رو نداره
مامان : تا کی میخوای ماه وش رو ازش قایم کنی
دیدگاه ها (۶)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 186♡⁠。⁠)⁩نفسش ر...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_19 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄باه...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 222♡⁠。⁠)⁩لبخند ...

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ !࿙# ℘ᾰԻт→❷بارون شدیدتر شد.باید...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_4ویو میراواقعا چه ربطی به...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_54+بیخیال پسر!هر دوتامون می‌...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕صبح روز بعدمانیا جلوی در عمارت منتظر جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط