{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقدمه:

مقدمه:
من اینجا...
تنها در میان غوغای سکوت زندگی
و تو...
زخم خورده به دنبال مرهم
این منم...
منی که آمدم تا مرهم باشم
و تو...
چه بی رحمانه زخم زدی!
می شنوی صدای ریشخند زمانه را؟
و حالا...
این منم...
زخم خورده و تنها
تنها...
تنها...
تنها!

رمان گره خورده

نویسنده: آوا موسوی(آوان)
ویراستار: باران موحدیان

کانال تلگرام نویسنده👇🏻
https://t.me/roman_avann
دیدگاه ها (۱)

#گره_خورده#پارت1فصل اولچتری هایم را پشت گوشم دادم و معذب سرج...

#گره_خورده#پارت1فصل اول.مستاصل و کلافه به مهداد خیره شدم. قط...

خلاصه:داستان ما در مورد یه آقا پسر مغرور و خشن و پولدار که ی...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بودقصه ...

بازی خطرناکپارت : ۳۴ خورشید کم‌کم پشت ساختمان‌های بلند سئول ...

بازی خطرناکپارت : ۲۶ نسیم آرام شب از روی تپه می‌گذشت و موهای...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط