{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*32

کوک: دلم برات تنگ شد
ا.ت: من ده دقیقه نیست اومدما
بعد یک دفعه نگاه پایین کرد
ا.ت: نگاه چی میکنی منحرف برو بیرون جیغ میزنم
کوک: داشتم نگاه میکردم ببینم داری از چه شامپویی استفاده میکنی
ا.ت: اره جون خودت برو بیرون
کوک: باشه
یه نفس عمیقی کشیدم دوباره در باز شد
کوک: 😐
ا.ت: 😐😐میخوای بیای؟ ؟
یه پوزخندی زد و گفت
کوک: اره
ا.ت: خب بیا
کوک: اومدم
ا.ت: ی لحظه نیا تا من لباسامو بپوشم
کوک: چرا میخوای بپوشی
ا.ت: یعنی چی حداقل بزار لباس زیرمو بپوشم
کوک: نه
ا.ت: پس چی
کوک: من که همه جوره دیدمت بزار بیام دیگه
ا.ت: خب باشه بیا
اومد داخل درو بست
کوک: من اولین باری که با یه دختر میام حموم
ا.ت: یعنی میخوای چندمین بارت باشه بی ادب
کوک:راست میگیا
ا.ت: چجوری دوتامون زیر دوش جا میگیرم
کوک: توخیلی لاغری میتونیم
ا.ت: تو کراش زدی رو شکمم
کوک: اره😅

بعد از حموم
کوک: بیا پیشم
ا.ت: چیه
کوک: میخوام موهاتو خشک کنم
ا.ت: باشه
کوک:موهاتو گیس کنم
ا.ت: مگه بلدی
کوک: اره
ا.ت: من که بلد نیستم
کوک: راستی میخوام الان با پدر و مادرم صحبت کنم
ا.ت: درباره چی
کوک: تو
ا.ت: من؟
کوک: اره تو
ا.ت: خب اونا اگه موافقت نکنن چی
کوک: نمیدونم ولی بیا بهت زنگ میزنم تو گوش بده ببینم چی میگن
ا.ت: باشه
کوک: خب من برم پایین هرچه زودتر بگم بهتره
ا.ت: اره برو

شرط: 20لایک 😅

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۳)

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

پارت. ۲۶

رمان : قلب در تاریکی

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط