{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم

یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم
دفترخط خورده ی مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیهاداشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه،
انگار دنیا داشتیم.
دیدگاه ها (۱۵)

جان غمگین تن سوزان، دل شــیــدا دارم آنچـه شــــایسته ع...

می گوینــــد: " دل بــــه دل "راه دارد ..پــــس چــــرا وقتـ...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

🔻پاسخ احساسی سردار سید مجید موسوی به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی 🔹پ...

حتماً زهرایت خیلی بابایی بود.💔🥀..کم‌کم داشت زبان باز می‌کرد ...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط