{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دلم گرفته از درد می نویسم

امشب دلـم گـرفتـه ، از درد می نویسم
این زندگی چـه بـر سر ،آورد می نویسم
دیوانه بـودم از عشق، قلبِ مرا شکستند
آری ز مـردمـانِ ، خـونسـرد می نویسم
در کوچـه های غربت، ماننـدِ من فراوان
مـاننـد خـود هـزاران شبـگرد مینویسم
بـادِ خـزان کـه آمـد ، غـارت شد آرزویم
رنـگِ گُـلِ شقــایـق ،را زرد می نـویسم
دلتنگِ خنـده ها و آن گریه هایم ای عمر
بر کـودکی بـه صد آه ، برگرد می نویسم
دراوجِ غم نشستم سنگِ صبورِمن نیست
از بغضِ بی صدای، یک مَـرد می نویسم
دیدگاه ها (۶)

ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد....او نشان کرده ی اینجاست ...

.دیگر نشد به روی غرورم بایستمدرهم شد آسمان و برایت گریستمدلت...

همه شب به خواب بینم رخ یار بی وفا راکه کنار میگذارد دل این ...

چون تو آیی همه جا بوی بهار می آید سبزه وگل به تنِ دشت و دیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط