{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمان میکنم هر آدمی

گمان میکنم هر آدمی
باید پشت پنجره ی اتاقش
یک گلدان گل شمعدانی
داشته باشد
که هر بار گل هایش خشک میشود و دوباره گل میدهد
یادش بیفتد که روزهای درد هم
به پایان میرسند
باید یک شعر داشته باشد
که تمام روزها به آواز بخواندش،
یک شعر شیرین
برای روزهای کلافگی اش..!
باید شب ها از روی تختش
بتواند ماه را ببیند
بتواند ستاره ها را بشمارد،
تا وقتی سپیده دمید،
نگاهش با نگاه خورشید گره بخورد،
پلک هایش را باز کند
و یادش بیاید چراغ جهان
بخاطر او روشن شده است
دیدگاه ها (۴)

بستن چشم هایت چیزی را تغییر نمی دهد. هیچ چیز فقط به خاطر این...

تحول چطور اتفاق می‌افتد؟.پس از نوشتن هشت کتاب و نظاره کردن ت...

استراتژی‌هایی برای لذت بردناگر لذت بردن یکی از فعالیت‌های شا...

رویای شما تاریخ انقضا نداردنفسی عمیق بکشید و دوباره تلاش کنی...

بیرون باران بی‌امان به شیشه می‌کوبهاو بدون هیچ گونه پلک زد...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : ℬ𝘦𝘵𝘸𝘦𝘦𝘯 𝒞𝘳𝘰𝘸𝘯 𝒜𝘯𝘥 ℋ𝘦𝘢𝘳𝘵𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟖وقت انگشتان ویکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط