{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌

‏زهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالین

تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شادانی
✒ ️
دیدگاه ها (۱۳۵)

‌طوافت میکند هر دم نگاهم آن نگاهت را نخوردم می ...

‌‌خاڪ آن بادم ڪه ما را در هوایِ عشقِ "تو"ذره ذره گرد گرداند ...

گفتم خبرت از دلِ من هست که چون شدگفتا که چرا نیست؟ جفا کردم ...

رنج دیدار تو ما را به کجـــــاها که نبردبی وفا طاقتم از دست ...

گاهی آدم فقط منتظر یک خبر خوبه… 🤲🏻🖤خدایا به حق امام حسین(ع) ...

🌼از قلبم به تو سلام آقای من💫جمعه ای دیگر شد و 🌼دل یاد دلبر م...

گوش زمین به ناله من نیست آ شنامن طایر شکسته پر آسمانیمگیرم ک...

🌷 سلام امام‌زمانمبا هر صبح، باز نور‌ امید در دلم روشن می‌شود...

خدا می‌خواست از سر رد کند این قوم طوفان رابه دستِ مرد دریایِ...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

این جمعه هم گذشت تو اما نیامدیاین جمعه هم گذشت تو اما نیامدی...

عاشقانه های شبنم

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط