تو منو دوست داری؟
تو منو دوست داری؟
پارت ۱۸
موقعیت : اخر مدرسه
ویو انیا
معمولا دامیان منو میرسونه خونه ولی امی خواستم کمکش کنم ولی توجهی نکرد
انیا: غذایی که مامان و بابا درست میکنن خیلی خوش مزه ان .........
دامیان: انیا .... ساکت... شو
انیا: امممم... ببخشید
دامیان: چیزه ... ان.....
انیا: خونه ام همین نزدیک خودم میرم
ویو دامیان
از این به بعد میخواستم کمکش کنم ولی ... نمیذاشت براش جا میذاشتم توی ماشین ولی.... نمی نشست یا من غذا میگرفتم و میخواستم پیش بکی و انیا بشینم
انیا: من غذا مو انجا میخورم😶😶
موقعیت : اخری مدرسه
دامیان: انیا.... انی... یا😔😔😔
انیا: بله....
دامیان: چرا اینجوری میکنی؟؟😔😔
انیا: من مزاحمم پس دلیلی نیست که بخوام باشم😑😑
دامیان: ن.... ( اما انیا رفته بود)
پارت ۱۸
موقعیت : اخر مدرسه
ویو انیا
معمولا دامیان منو میرسونه خونه ولی امی خواستم کمکش کنم ولی توجهی نکرد
انیا: غذایی که مامان و بابا درست میکنن خیلی خوش مزه ان .........
دامیان: انیا .... ساکت... شو
انیا: امممم... ببخشید
دامیان: چیزه ... ان.....
انیا: خونه ام همین نزدیک خودم میرم
ویو دامیان
از این به بعد میخواستم کمکش کنم ولی ... نمیذاشت براش جا میذاشتم توی ماشین ولی.... نمی نشست یا من غذا میگرفتم و میخواستم پیش بکی و انیا بشینم
انیا: من غذا مو انجا میخورم😶😶
موقعیت : اخری مدرسه
دامیان: انیا.... انی... یا😔😔😔
انیا: بله....
دامیان: چرا اینجوری میکنی؟؟😔😔
انیا: من مزاحمم پس دلیلی نیست که بخوام باشم😑😑
دامیان: ن.... ( اما انیا رفته بود)
- ۸۵
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط