بد است با همه شوکتت شکار کنی
بد است با همه شوکتت شکار کنی
از این شکار ندانی کجا فرار کنی
جز اینکه عاشق من بوده ای نبوده و نیست
گذشته را هم اگر این وسط قطار کنی
بریز دور، به آتش بکش، خیالی نیست!
ولی بناست مرا در دلت چه کار کنی؟
نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"؟ * مباد
به شاعری که خودش مرده اعتبار کنی!
مرا به هم زدی اما دوباره می آیم
مرا دوباره به این عاقبت دچار کنی
به چشم های حریفت نگاه کن اول!
بلند شو، تو بلد نیستی قمار کنی!
مهدی فرجی
از این شکار ندانی کجا فرار کنی
جز اینکه عاشق من بوده ای نبوده و نیست
گذشته را هم اگر این وسط قطار کنی
بریز دور، به آتش بکش، خیالی نیست!
ولی بناست مرا در دلت چه کار کنی؟
نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"؟ * مباد
به شاعری که خودش مرده اعتبار کنی!
مرا به هم زدی اما دوباره می آیم
مرا دوباره به این عاقبت دچار کنی
به چشم های حریفت نگاه کن اول!
بلند شو، تو بلد نیستی قمار کنی!
مهدی فرجی
- ۱.۴k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط