《☆CALL MY DADY☆》
《☆CALL MY DADY☆》
part 3
آنیا تو راه بود رسید خونه در رو باز کرد رفت تو اتاقش ی حموم گرفت اومد برون و روتین پوستیشو انجام داد))
رفتم به کوک سر بزنم دیدم کوک و هانا (همون کاری که مغز مریضتون میدونه😂) میکردن شوک شدم))
----------------------------------------
ویو کوک
داشتیم با هانا حال می کردیم که یهو آنیا با جسه کوچیکش وارد شد یخ کرد))
_ اآنیا من
+_ حرف نزن
_ برو به درک من دیگه با خوارتم نه با تو (با نیشخند گفت)
+_ فردا میرم تا دیگه ریختتونو نبینم
هانا=چیه خواهر حسودی می کنی (دوست پسرت) کوک منو دوست داره》
+_ نه اتفاقا خوشحال شدم که دیگه ریختتونو نمی بینم حالا از خونم گمشو بیرون
_ چندش
+_ آنیا چشم قره رفت و درو بست و رفت تو اتاقش شروع کرد به گریه کردن
گوشیمو برداشتم تا با لارا حرف بزنم))
_ سلام لارا خوبی (با گریه)
+_ سلام آنیا چیشده ( ترسیده)
_ هیچی کوک با خواهرم بهم خیانت کرد
+_ نترس الان میام پیشت
_ نمب خواد فردا همو میبینیم
+_ ولی نمی تونم تحمل کنم دوستم داره گریه می کنه
_ تو تنها دلیل خنده های منی لارا (خنده با گریه)
+_ (خنده)
آنیا نفهمید کی ولی به خوابی عمیق رفت))
----------------------------------------
وایی ببخشید کم شد😔 از پارت بعد داستان از حالت غمگین در میاد💋💃
عکس دوم و سوم=روتین پوستی آنیا ☆
part 3
آنیا تو راه بود رسید خونه در رو باز کرد رفت تو اتاقش ی حموم گرفت اومد برون و روتین پوستیشو انجام داد))
رفتم به کوک سر بزنم دیدم کوک و هانا (همون کاری که مغز مریضتون میدونه😂) میکردن شوک شدم))
----------------------------------------
ویو کوک
داشتیم با هانا حال می کردیم که یهو آنیا با جسه کوچیکش وارد شد یخ کرد))
_ اآنیا من
+_ حرف نزن
_ برو به درک من دیگه با خوارتم نه با تو (با نیشخند گفت)
+_ فردا میرم تا دیگه ریختتونو نبینم
هانا=چیه خواهر حسودی می کنی (دوست پسرت) کوک منو دوست داره》
+_ نه اتفاقا خوشحال شدم که دیگه ریختتونو نمی بینم حالا از خونم گمشو بیرون
_ چندش
+_ آنیا چشم قره رفت و درو بست و رفت تو اتاقش شروع کرد به گریه کردن
گوشیمو برداشتم تا با لارا حرف بزنم))
_ سلام لارا خوبی (با گریه)
+_ سلام آنیا چیشده ( ترسیده)
_ هیچی کوک با خواهرم بهم خیانت کرد
+_ نترس الان میام پیشت
_ نمب خواد فردا همو میبینیم
+_ ولی نمی تونم تحمل کنم دوستم داره گریه می کنه
_ تو تنها دلیل خنده های منی لارا (خنده با گریه)
+_ (خنده)
آنیا نفهمید کی ولی به خوابی عمیق رفت))
----------------------------------------
وایی ببخشید کم شد😔 از پارت بعد داستان از حالت غمگین در میاد💋💃
عکس دوم و سوم=روتین پوستی آنیا ☆
- ۱۰۴
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط