{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنگلِ آینه‌ها به هم در شکست

جنگلِ آینه‌ها به هم در شکست
و رسولانی خسته بر این پهنه‌ی نومید فرود آمدند                          
که کتابِ رسالتِشان

جز سیاهه‌ی آن نام‌ها نبود
که شهادت را
در سرگذشتِ خویش
مکرر کرده بودند.

#احمد_شاملو

@foroogh_shamloo
دیدگاه ها (۰)

زیبا نبود زندگیو به مرگ چیزی نمی‌گفتم مبادا بگریزدو برنگرددث...

و تبسم را بر لب ها جراحی می کنندو ترانه را بر دهانشوق را در ...

و هنگامی که یاران،با سرود زندگی بر لب،به‌سوی مرگ می‌رفتند،ام...

آه ای مادر! پیِ گورم مگردنقشِ خون دارد نشان گور مردآن شقایق،...

king of my dreams!

تاوانِ یک نگاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط