{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه

آه
سلمی
چنگ انگشتانت
اگر می‌بود
خنیایی می‌شد؛
به هزاران ترانه
تنبور تنم!
دیدگاه ها (۱)

#خاص

به گفتن نیست، همیشه چشمای آدم همه‌ی ناگفته‌ها رو داد می‌زنن....

و من از آغازین روز آفرینشم در جست‌وجوی وطنی بودم برای پیشانی...

جانی که زده دل به تو پیوند ، به چند استیک چشم که دل را بکند ...

بـرایـم تـرانـه بخـوانترانـه ای کـههـر واژه اشبـوی عطـرِ #طُ...

تو نَباشی ماندن به چه دَردی می‌خورد؟به کدام شَهر بروَم که حض...

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛من این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط