{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در امتداد جاده چشمانم به دورترین نقطه خیره شده

در امتداد جاده چشمانم به دورترین نقطه خیره شده
من از نزدیک می ترسم
من از حقیقتی که راز نبودنت را فاش کند واهمه دارم
خیره میشوم به دوردستها
همانند بچه تازه متولد شده ای به سایه ای مبهم از تو قانعم..جاده چقدر زیباست
چقدر زیبا
دیدگاه ها (۲۴)

اصلا تا فکر و خیال تو هستمگر دیوانه ام...که بخوابم !

و برای کسی که دلش گرفته است تنها سهمِ کوچکی از آسمان گرفته ی...

خودت بیا!خیالت برایصبرِ اندوه پنجشنبه هاکم است

دلمنگاهت را میخواهداندکی هم لبخندتتاباور کنمزندگی زیباستکمی ...

خوب بچه ها به نظرم این یکی هم کلیشه‌ای شد یا زیاد جالب نشد.....

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

سایه‌ای پشت لبخند پارت : ۲۲ سکوت سنگینی خیابان را فرا گرفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط