{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم رفتم داخل گفتم اقا جوجه

دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم رفتم داخل گفتم اقا جوجه دارید؟ گفت : آره داریم گفتم بهش آب و دونه بدین نمیره =)) کصافط تا آخر خیابون با لنگه کفش دنبالم کرد
دیدگاه ها (۲)

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

" مکالمه "لیا : الو کوک : سلام خوبی ؟لیا : آره مرسی تو خوبی ...

قسمت ۱۰

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

[{وقتی به بچت حسودی میکنه}]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط