{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود
دیدگاه ها (۸)

آقا بنظرتون این واقعیه؟ :-\

چندتا اســــــــــب تو تصویر میبینی؟؟؟

سال جدیدتون مبارک دوستای گلم :-* سال جدید ...

و انتهای این قصه سرد و سپید،همیشه سبز خواهدبود ...تا رسیدن س...

واکنش فاطمه جراره، نماینده مردم بندر عباس در مجلس به حمله جن...

قم، از آن روز که قدم‌های بانوی کرامت را به خود دید،دیگر تنها...

🌸 یک شهر، یک بانوی آسمانی، یک آغاز ماندگار...روزی که کاروان ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

💠دل نبستن به ظواهر دنیا🔘حضرت فاطمه علیها السّلام فرمودند:🔰«ی...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

🌿 قسمت چهارم       روزهایی که هیچ‌کس از آن‌ها               ...

بسم الله الرحمن الرحیم

قم، هنوز بوی غربت می‌دهد… اینجا دختری از تبار پیامبر(ص) آمد؛...

همین که چشم گشودم رفته بودی تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط