همین که چشم گشودم رفته بودی

همین که چشم گشودم رفته بودی

همین که چشم گشودم رفته بودی
تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی حال خوش از بساط دختر گل فروش برایت تهیه کنم
و چند شاخه اش را هم به روی موهایت گره بزنم
همین که برگشتم دیدم تو نیستی
خانه بوی تو را میداد
چای با عطر هل و دارچین مشامم را نوازش میداد
کتاب سال بلوای عباس معروفی که تو هرشب برایم میخواندی
هنوزم سر همان صفحهٔ آخرش گیر کرده و قصد تمام شدن ندارد
مدت هاست که تو رفته ای
اما عجیب همه چیز بوی لحظه های با تو بودن را می‌دهد
و درست مثل صنحه های پس از وقوع جرم دست نخورده است
همه چیز سرجایش است جز تو ...❤️‍🩹
دیدگاه ها (۲۳)

patt67. . (smat) بعد چند ثانیه یه انگشت دیگه رو هم به بقیه ا...

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

هرگــــز نکشم منّت مهتـــاب جهان راتاریکی شب های مرا روی تــ...

هـــرگــــز نکشم منّت مهتـــاب جهان راتاریکی شب های مرا روی ...

دنبال مقصر می گردی برای رفتن های بی دلیلت، برای داستان های ب...

چهار پارتی از جیمینی

(چگونه فولاد آبدیده میشود) امروز خواستم کنم دیداری از تو چون...

پرده های گل گلیشو از وسط گره زده بود. نور آفتاب پخش میشد رو ...

#رُز_زخمی_من part. 30ویو جونگکوک. روی سینه ام گریه میکرد، ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط