ددی جئون
ددی جئون
ات: داخل راه خوابم برد بعد از ۵مین رسیدم پیاده شدم و وارد عمارت شدم در زدم ی خدمت کار درو برام باز کرد
خدمت کار: اقا داخل اتاقشون هستند
ات: سری تکون دادم ورفتم به اتاق جونگکوک رسیدم خودمو مرتب کردم درزدم تق تق میتونم بیام
جونگکوک: بیا
ات: رفتم داخل روی تخت دراز شده بود رفتم سمتش جونگکوک؟ سرما خوردی؟
جونگکوک: اته؟ عامممم سلام خوبی «باصدای ضعیف»
ات: تو سرما خوردی پس این اجومای احمق اینجا چکار میکنه«عصبی و ناراحت»
جونگکوک: نه من خوبم..... اجوما قرص هامو بهم دا......«سرفه
ات: دستم رو گذاشتم روی پیشونیش خیلی داغ جونگکوک تب داری.....
جونگکوک::::::::
ات: الان میام. رفتم پایین به اجوما گفتم ی دستمال اب سرد بهم بده. گرفتمش و رفتم بالا رفتم روی تخت پیشش نشستم و دستمال رو گذاشتم روی سرش کم کم داشت دمای بدنش پایین میومد..... که یهو
جونگکوک: اخخ....
ات: چیشده خوبی؟
جونگکوک: دلم درد میکنه «درد شدید بچم پری یو د شده😂»
ات: وایس رفتم پایین کیسه اب گرم اوردم و گذاشتم روی شکمش ... روبهش کردم و گفتم میخوای دلت رو ماساژ بدم؟
جونگکوک: متعجب نگام کرد؟ عاممممممم اگه اذیت نمیشی اره
ات: ی کم معذب میشدم ولی اهمیتی نداره دستم رو گذاشتم روی شکمش که جیغ کشید؟.... چرا مثل دخترا جیغ میزنی؟.....
جونگکوک: دستت خیلی سرده «راستی جونگکوک لباس تنش نبود یاع یاع ادمین منـ
حرفف»
اات: خنده ای کردم و دلش رو اروم اروم ماساژ میدادم بعد از ۱۰دقیقه ازش پرسیدم الان بهتری؟
جونگکوک: اره........
حمایت یادتون نره دوستون دارم تنکیو بای بای ❤❤
ات: داخل راه خوابم برد بعد از ۵مین رسیدم پیاده شدم و وارد عمارت شدم در زدم ی خدمت کار درو برام باز کرد
خدمت کار: اقا داخل اتاقشون هستند
ات: سری تکون دادم ورفتم به اتاق جونگکوک رسیدم خودمو مرتب کردم درزدم تق تق میتونم بیام
جونگکوک: بیا
ات: رفتم داخل روی تخت دراز شده بود رفتم سمتش جونگکوک؟ سرما خوردی؟
جونگکوک: اته؟ عامممم سلام خوبی «باصدای ضعیف»
ات: تو سرما خوردی پس این اجومای احمق اینجا چکار میکنه«عصبی و ناراحت»
جونگکوک: نه من خوبم..... اجوما قرص هامو بهم دا......«سرفه
ات: دستم رو گذاشتم روی پیشونیش خیلی داغ جونگکوک تب داری.....
جونگکوک::::::::
ات: الان میام. رفتم پایین به اجوما گفتم ی دستمال اب سرد بهم بده. گرفتمش و رفتم بالا رفتم روی تخت پیشش نشستم و دستمال رو گذاشتم روی سرش کم کم داشت دمای بدنش پایین میومد..... که یهو
جونگکوک: اخخ....
ات: چیشده خوبی؟
جونگکوک: دلم درد میکنه «درد شدید بچم پری یو د شده😂»
ات: وایس رفتم پایین کیسه اب گرم اوردم و گذاشتم روی شکمش ... روبهش کردم و گفتم میخوای دلت رو ماساژ بدم؟
جونگکوک: متعجب نگام کرد؟ عاممممممم اگه اذیت نمیشی اره
ات: ی کم معذب میشدم ولی اهمیتی نداره دستم رو گذاشتم روی شکمش که جیغ کشید؟.... چرا مثل دخترا جیغ میزنی؟.....
جونگکوک: دستت خیلی سرده «راستی جونگکوک لباس تنش نبود یاع یاع ادمین منـ
حرفف»
اات: خنده ای کردم و دلش رو اروم اروم ماساژ میدادم بعد از ۱۰دقیقه ازش پرسیدم الان بهتری؟
جونگکوک: اره........
حمایت یادتون نره دوستون دارم تنکیو بای بای ❤❤
- ۴۰.۴k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط