{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه را در هوس زلف کجت آزردم

شانه را در هوس زلف کجت آزردم

بار کج بود که بر شانه به منزل بردم

 

اشک ، لبهای پُر از زخم مرا تر میکرد

عوض بوسه فقط زخم زبان میخوردم

 

با دل تنگ به امید فرج میرفتم

باز با سر به دل سنگ تو برمیخوردم

 

مست میکردم و دنبال خودم میگشتم

آنقدر مست ، که گاهی به خودم میخوردم

 

دور باطل زدم و باختم و بازی را

در همان نقطه ی آغاز به پایان بردم

 

دم رفتن، نفسی تنگ در آغوشم گیر

چادر گلگلی ات را کفنم کن، مُردم

  


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

تمام شب در میخـانه را کمین زده امسیاه مست ترین تاک را زمین ز...

شبی شراب به یاد تو نازنین خوردمشراب ناب از انگور دستچین خورد...

ای که اخمت به دلم ریخت، غمِ عالم راخنده‌ات می‌بَرَد از سینه،...

عاشق که باشی شعر شورِ دیگری داردلیلی و مجنون قصه‌ی شیرین‌تری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط