{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام شب در میخـانه را کمین زده ام

تمام شب در میخـانه را کمین زده ام

سیاه مست ترین تاک را زمین زده ام

 

برای اینـکه نیاید بــه چشمهایـم خواب

دلی به آب و به دل ، آب آتشین زده ام

 

تو را بـه تیشـه از اندام کـــوه دل کندم

حریردشت تنت را ، خودم نگین زده ام

 

به بوی عطر تو چسبیده حس لامسه ام

به دامنــی کــه نداری هزار چیــن زده ام

 

به بوسه ی لب و دندان سیاه کرده امَت

به سینه های تــو مهــر صدآفرین زده ام

 

سـری بریده و در دست سینه ریـــز غـــزل

سری به سینه ی عاشق ترین ترین زده ام

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

شبی شراب به یاد تو نازنین خوردمشراب ناب از انگور دستچین خورد...

به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیست کنـــــار سینی چـــ...

شانه را در هوس زلف کجت آزردمبار کج بود که بر شانه به منزل بر...

ای که اخمت به دلم ریخت، غمِ عالم راخنده‌ات می‌بَرَد از سینه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط