fake kook

fake kook
part*⁴⁹

الیا
داشتم میرفتم که سونگهون توراه دیدم رفتم تو ماشینش نشستم
سونگهون: الیا خانم
الیا: میخوام بت چیزی بگم باهام همکاری میکنی
سونگهون: چرا؟
الیا: انتقام بگیری از ا/ت
سونگهون: نه من ا/ت رو دوست دارم نمیتونم ازش انتقام بگیرم تو برو خودت به زندگیت برس با جونگکوک
الیا: اگه بفهمی جونگکوک هم از من جدا شد تا بره با ا/ت بازم همکاری نمیکنی
سونگهون: تو جونگکوک جدا شدین؟؟
الیا: اره
سونگهون: چقدر عوضیه جونگکوک
الیا: میای انتقام بگیریم باهم
سونگهون: حتما میام
الیا: عالیه این شماره ی منه فردا برات یه ادرس میفرستم بیا برای شروع نقشه🙂
سونگهون: باشه😑

شب
کوک
کوک: ناراحت نیستی که یونا امشبم میمونه اونجا
ا/ت: نه نیستم
کوک: فردا میریم پیششون
ا/ت: بیا بریم بخوابیم
کوک: باشه
همینکه خواستیم بخوابیم چند بار پشت سرهم زنگ در خورده شد
ا/ت: جونگکوک کیه این وقت شب
کوک: همینجا بمون من الان میام
ا/ت: نرو خطرناکه
کوک: ا/ت صبر کن
رفتم درو باز کردم کسی نبود یه برگه پایین افتاده بود
[های جونگکوک الیام گفتم که برمیگردم نادیده گرفتی ولی انتقامم از فردا شروع میشه خودتو براش اماده کن شاید تو بتونی از خودت دفاع کنی ولی ا/ت خانم نمیتونه که]
ا/ت: کیه جونگکوک
کوک: ها هیچی بچه های همسایه بودن
ا/ت: چی میخوان این وقت شب بیا بخوابیم
کوک: باش

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kook part*⁵⁰ا/ت خوابش برده بود ولی من نه خوابم نمیبردا/...

fake kook part*⁵¹کوکا/ت رفت خونه زنگ زدم به الیاالیا: الوکوک...

fake kook part*⁴⁸بعد از ظهرا/ت: جینان بیا بشین بزار بعد با د...

fake kookpart*⁴⁷ا/ت: عمو جان ما دیگه بریمعمو: کجا میموندیدکو...

پارت 15 رفتم داخل عمارت و رفتم بالا نمیدونم چرا این دختر برا...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط