{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جواهری در مافیا پارت

رمان جواهری در مافیا پارت ۳۳

لیام : روز بعد حالم خراب بود... رفتم تو اتاق .. دیدم لیدیا خوابه ... نشستم کنارش...سرمو میارم پایین و اروم لیدیا رو لوس میکنم وا نازش میکنم...سرمو اوردم بالا ... دیدم لیدیا بیدار شد ... با چشمای پر از تعجب بهم نگا میکردلیدیا:... چی.. چیکار میکنی؟... تو... من.. خوابمملیام : همونکاری دوس دارملیدیا:.... تو.. نبایدد یک دختر که خوابه رو بوس کنییلیام : چرا لیدیا: چون.. این.. اسمش.. ت... اره تجاوزه ... لیام : اگه این طور فک میکنی باشه من دوس داشتم تجاوز کردم..لیدیا:...پس منم میزنم یکی رو میکشم بعدش میگم دوست داشتم ادم بکشم...لیام : ببین فرشته خانم تو آدم پاکی هستی..... اگر من کسیو بکشم یا من آسیب ببینم مهم نیست ... چون من مثل تو پاک نیستم.... ولی هرگز نمیزارم دستای خوشگل و پاک تو به خون کسی آلوده بشه پرنسس خانم ...لیدیا:... با تعجب نگاهش میکنم...میگم ها؟؟... فرشته؟ پرنسس؟... کی گفته اگه تو کسیو.. بکشی.. مهم نیس... حتی.. نباید اسیب.. ببینی... لیام : میخوای بدونی ؟ چون من تورو دوست دارم....لیدیا: تو به من گفتی زنیکه...لیام : تو هم به من گفتی مرتیکه ... بگذریم.... لیدیا:... خب... زنیکه یکجوریه... من خوشم نمیاد از واژه اش....لیام : منم خوشم نمیاد از مرتیکه....لیدیا:.... خب خیلی سرد حرف میزدی وقهرم میکردم نازمو نمیکشیدی قهر میکردی نازتو میکشیدم ام قهر میکردم باهام دعوا میکردی...میفهمم که بلد نیستی چجوری عاشق باشی...میخوام.. بهت یاد بدم.. اجازه میدی بهم؟ .... لیام : آخه من کل زندگیم وحشی و سرد بودم... البته که اجازه داری....لیدیا:... یا اینکع همم میتونی تو منو بد کنیی اینم خوبه هاا با شیطنت میخندم

‌‌پارت بعد رو بنویسیم؟
دیدگاه ها (۰)

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

• دخـٺࢪ بـا خـࢪگـوݜ ݐاݐیوݩےᩘຼꨶ᮫ِ🎀🍼𖧵ֹֺ໋໋݊🌸.。.:*・°🍓.。.:*・🧸。.:*...

شب تولدم پارت 21 ویو تهیون چشمم به ات و سونگ هو بود که ات در...

مافیایه عشق P:16کل وزنش روم بود درست نمیتونستم نفس بکشم خواب...

آرت/سناریو ی بنده/ساکیعلی/زنیتسوعلی────── · · ୨ ୧ · · ────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط