{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح آمده

صبح آمده
تا از نفست
وام بگیرم
از لعل دلاویز لبت ڪــام بگیرم
هی جرعه‌
به ‌جرعه ز
خُمَت باده زنم تا
در بستر آغوش تو آرام بگیرم
دیدگاه ها (۱)

.منبرای همین آمده امتا نورسر مستِ امکانِ وزیدن شود،تا سنگآهس...

🍀 اجازه هست قلم زنم ناز دو چشمان تو رایا اینکه نقاشی کنم آن ...

‌♡آغوش ٺــوبراے منِ ٺب زدهدر سَمفونی سُکوٺ سرد زمستاناِجابٺ ...

باز امشبپرسه میزنم در این حوالی!!!بوی عطرت پیچیدهڪاش شبے بیا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

قدح که موسم ناموس و نام رفتوقت عزيز رفت بيا تا قضا کنيمعمری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط