{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح آمده

صبح آمده
تا از نفست
وام بگیرم
از لعل دلاویز لبت ڪــام بگیرم
هی جرعه‌
به ‌جرعه ز
خُمَت باده زنم تا
در بستر آغوش تو آرام بگیرم
دیدگاه ها (۱)

.منبرای همین آمده امتا نورسر مستِ امکانِ وزیدن شود،تا سنگآهس...

🍀 اجازه هست قلم زنم ناز دو چشمان تو رایا اینکه نقاشی کنم آن ...

‌♡آغوش ٺــوبراے منِ ٺب زدهدر سَمفونی سُکوٺ سرد زمستاناِجابٺ ...

باز امشبپرسه میزنم در این حوالی!!!بوی عطرت پیچیدهڪاش شبے بیا...

ص ۳۷فکر روز دوشنبه خانه پریسا عذابم میداد با خودم میگفتم  اگ...

The sound of bells part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط