PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART⁵
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(جونگکوک×)(دوست پسر سابق سوآ¢)
«پرش زمانی صبح روز بعد»
سوآ از خواب بیدار میشه و دوش 15 مینی میگیره و یه لباس و دامن لی(عکسش رو میزارم)میپوشه و وسایلش رو برمیداره و میره سمت کمپانی وقتی میرسه کمپانی وارد اتاق میشه و جین از قبل اونجا حضور داشت سوآ سلام میکنه و وسایلش رو میچینه و مشغول میکاپ کردن جین میشه
–فکر کنم هشدارم برات بی معنی بوده!
+هشدار؟منظورت چیه؟
–دیروز دوباره با جونگکوک بودی!
+چی؟استاکم میکنی؟
–چرا باید استاکت کنم؟فقط وقتی داشتم میرفتم دیدمت
+آره با جونگکوک بودم و این زندگی شخصی منه و فکر کنم خودم بتونم براش تصمیم بگیرم!
دیگه صبر سوآ تموم شده بود و میگه و جین از اینکه سوآ با شجاعت جوابش داده بود تعجب میکنه که صدای در میاد!
–بیا داخل!
جونگکوک وارد میشه...
×های هیونگ!های سوآ شی!
+اوه های جونگکوک!
–چی میخوای؟
×امروز میکاپ آرتیستم نیومده و رئیس کمپانی گفت بیام تا سوآ میکاپم کنه
+اوکی بشین! میکاپ جین الان تموم میشه!
جین عصبانی میشه اما چیزی نمیگه و وقتی سوآ میکاپ جین رو تموم میکنه تا جونگکوک رو آرایش کنه جین دست به سینه و با اخم تماشا میکنه و سوآ و جونگکوک باهم حرف میزنن و میخندن و وقتی سوآ میکاپ جونگکوک رو هم تموم میکنه هر سه باهم میرن سر صحنه فیلمبرداری و سوآ داشت عوامل رو تماشا میکرد که چهره ای آشنا رو دید...دوست پسر سابقش که دستیار کارگردان بود و اون مرد با دیدن سوآ نزدیکش میشه و بهش سلام میکنه!
¢هی سوآ...دلم برات تنگ شده بود مدتیه ندیدمت!
سوآ داشت عقب عقب راه میرفت و حالش انگار بد شده بود ولی مرد دستش رو میگیره و به سمتش خم میشه و توی گوشش زمزمه میکنه
¢دلم برای اون بدن بی نقصت تنگ شده بود...دوست دارم یک بار دیگه...
حرفش کامل نبود که جین هلش میده عقب!
–ممنون میشم اگر مزاحم میکاپ آرتیستم نشید و بزارید میکاپم رو تکمیل کنه!
مرد عصبانی میشه اما با دیدن بادیگارد ها که اون اطراف بودن هیچی نمیگه و میره و سوآ با چهره ای که از جین تشکر میکرد به سمت جین برمیگرده...
+ممنونم
در طی فیلمبرداری موزیک ویدیو سوآ میتونست نگاه های سنگین دوست پسر سابقش رو حس کنه و حالش رو بد میکرد اما مجبور بود آروم بمونه و بعد از تموم شدن فیلمبرداری سوآ بدون هیچ حرفی میره توی اتاق و سریع از بطری آبش آب میخوره که جونگکوک میاد داخل و حال بد سوآ رو میبینه...
×هی چیشده؟از اول فیلمبرداری حالت بد بود...
+چیزی نیست
×میخوای حرف بزنی؟
+نه ممنون
×باشه ولی اگر نیاز به کسی داشتی که باهاش صحبت کنی من اینجام...
+ممنون...میشه برسونیم خونه؟
×اوکی
جونگکوک سوآ رو از اتاق میبره بیرون و جین دوباره این صحنه رو میبینه ولی این بار با شجاعت به سمت جونگکوک میره...
–من میبرمش...
×خودم میتونم ببرمش هیونگ!
–جونگکوک!
×باشه فقط مواظبش باش!
جین سوآ رو بغل میکنه و این حرکت باعث تعجب سوآ میشه و جین سوآ رو میرسونه خونه...
+سوکجین شی...من میتونم فردا رو مرخصی بگیرم؟
–آره به هر حال فردا کاری نیست و اگر کاری پیش اومد میتونم پیش یکی دیگه بگم تا فردا من رو میکاپ کنه...
+ممنون
سوآ وقتی به خونه اش میرسن از جین خداحافظی میکنه و میره داخل و چند قرص میخوره و میخوابه...
«پرش زمانی چند هفته بعد»
حال سوآ الان دوباره کامل خوب شده بود و با جین هم رابطه بهتری داشت و جونگکوک هم دوستش بود یه روز جین با بقیه اعضا مست کرده بود و همش اسم سوآ رو میگفت و در آخر به سوآ زنگ میزنه
+اوه سوکجین شی...چی شده این ساعت باهام تماس گرفتید؟
–سوآ...(با مستی)
+اوه سوکجین شی مستی؟میخوای زنگ راننده ات یا مدیر برنامه ات بزنم بیاد دنبالت؟
–اوه نه...نه...سوآ...سوآ...خودت بیا دنبالم...
+چی؟من؟
–اوهوم بیا؟
+اوه اوکی کدوم باری؟
–هوممممم...بار...نمیدونم...یادم نمیاد...
+اوه اوکی میتونی اطرافت رو توصیف کنی؟
–هوممم...نمای خوبی داره به برج نامسان و اینکه چراغ ها بنفشه...و کانتر طلایی رنگه...
+اوکی فهمیدم کجایید...از جاتون تکون نخورید دارم میام
سوآ لباساش رو عوض کرد و یه تاکسی گرفت و رفت سمت بار و وقتی رسید پول تاکسی رو پرداخت کرد و پیاده شد و رفت داخل بار دور و بر رو نگاهی کرد و جین رو مست پیدا کرد که سرش رو گذاشته بود روی میز و بقیه اعضا هم مست بودن سلام کرد و جین رو بیدار کرد و بلند کرد و دستش رو انداخت دور گردنش...
+اوکی جین ماشین داری؟
–اوهوم...خیلی زیاد...
+نه منظورم اینه با ماشین اومدی اینجا؟
–اوهوم...کلیدش...کلیدش توی جیبمه
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART⁵
(مین سوآ+)(کیم سوکجین–)(جونگکوک×)(دوست پسر سابق سوآ¢)
«پرش زمانی صبح روز بعد»
سوآ از خواب بیدار میشه و دوش 15 مینی میگیره و یه لباس و دامن لی(عکسش رو میزارم)میپوشه و وسایلش رو برمیداره و میره سمت کمپانی وقتی میرسه کمپانی وارد اتاق میشه و جین از قبل اونجا حضور داشت سوآ سلام میکنه و وسایلش رو میچینه و مشغول میکاپ کردن جین میشه
–فکر کنم هشدارم برات بی معنی بوده!
+هشدار؟منظورت چیه؟
–دیروز دوباره با جونگکوک بودی!
+چی؟استاکم میکنی؟
–چرا باید استاکت کنم؟فقط وقتی داشتم میرفتم دیدمت
+آره با جونگکوک بودم و این زندگی شخصی منه و فکر کنم خودم بتونم براش تصمیم بگیرم!
دیگه صبر سوآ تموم شده بود و میگه و جین از اینکه سوآ با شجاعت جوابش داده بود تعجب میکنه که صدای در میاد!
–بیا داخل!
جونگکوک وارد میشه...
×های هیونگ!های سوآ شی!
+اوه های جونگکوک!
–چی میخوای؟
×امروز میکاپ آرتیستم نیومده و رئیس کمپانی گفت بیام تا سوآ میکاپم کنه
+اوکی بشین! میکاپ جین الان تموم میشه!
جین عصبانی میشه اما چیزی نمیگه و وقتی سوآ میکاپ جین رو تموم میکنه تا جونگکوک رو آرایش کنه جین دست به سینه و با اخم تماشا میکنه و سوآ و جونگکوک باهم حرف میزنن و میخندن و وقتی سوآ میکاپ جونگکوک رو هم تموم میکنه هر سه باهم میرن سر صحنه فیلمبرداری و سوآ داشت عوامل رو تماشا میکرد که چهره ای آشنا رو دید...دوست پسر سابقش که دستیار کارگردان بود و اون مرد با دیدن سوآ نزدیکش میشه و بهش سلام میکنه!
¢هی سوآ...دلم برات تنگ شده بود مدتیه ندیدمت!
سوآ داشت عقب عقب راه میرفت و حالش انگار بد شده بود ولی مرد دستش رو میگیره و به سمتش خم میشه و توی گوشش زمزمه میکنه
¢دلم برای اون بدن بی نقصت تنگ شده بود...دوست دارم یک بار دیگه...
حرفش کامل نبود که جین هلش میده عقب!
–ممنون میشم اگر مزاحم میکاپ آرتیستم نشید و بزارید میکاپم رو تکمیل کنه!
مرد عصبانی میشه اما با دیدن بادیگارد ها که اون اطراف بودن هیچی نمیگه و میره و سوآ با چهره ای که از جین تشکر میکرد به سمت جین برمیگرده...
+ممنونم
در طی فیلمبرداری موزیک ویدیو سوآ میتونست نگاه های سنگین دوست پسر سابقش رو حس کنه و حالش رو بد میکرد اما مجبور بود آروم بمونه و بعد از تموم شدن فیلمبرداری سوآ بدون هیچ حرفی میره توی اتاق و سریع از بطری آبش آب میخوره که جونگکوک میاد داخل و حال بد سوآ رو میبینه...
×هی چیشده؟از اول فیلمبرداری حالت بد بود...
+چیزی نیست
×میخوای حرف بزنی؟
+نه ممنون
×باشه ولی اگر نیاز به کسی داشتی که باهاش صحبت کنی من اینجام...
+ممنون...میشه برسونیم خونه؟
×اوکی
جونگکوک سوآ رو از اتاق میبره بیرون و جین دوباره این صحنه رو میبینه ولی این بار با شجاعت به سمت جونگکوک میره...
–من میبرمش...
×خودم میتونم ببرمش هیونگ!
–جونگکوک!
×باشه فقط مواظبش باش!
جین سوآ رو بغل میکنه و این حرکت باعث تعجب سوآ میشه و جین سوآ رو میرسونه خونه...
+سوکجین شی...من میتونم فردا رو مرخصی بگیرم؟
–آره به هر حال فردا کاری نیست و اگر کاری پیش اومد میتونم پیش یکی دیگه بگم تا فردا من رو میکاپ کنه...
+ممنون
سوآ وقتی به خونه اش میرسن از جین خداحافظی میکنه و میره داخل و چند قرص میخوره و میخوابه...
«پرش زمانی چند هفته بعد»
حال سوآ الان دوباره کامل خوب شده بود و با جین هم رابطه بهتری داشت و جونگکوک هم دوستش بود یه روز جین با بقیه اعضا مست کرده بود و همش اسم سوآ رو میگفت و در آخر به سوآ زنگ میزنه
+اوه سوکجین شی...چی شده این ساعت باهام تماس گرفتید؟
–سوآ...(با مستی)
+اوه سوکجین شی مستی؟میخوای زنگ راننده ات یا مدیر برنامه ات بزنم بیاد دنبالت؟
–اوه نه...نه...سوآ...سوآ...خودت بیا دنبالم...
+چی؟من؟
–اوهوم بیا؟
+اوه اوکی کدوم باری؟
–هوممممم...بار...نمیدونم...یادم نمیاد...
+اوه اوکی میتونی اطرافت رو توصیف کنی؟
–هوممم...نمای خوبی داره به برج نامسان و اینکه چراغ ها بنفشه...و کانتر طلایی رنگه...
+اوکی فهمیدم کجایید...از جاتون تکون نخورید دارم میام
سوآ لباساش رو عوض کرد و یه تاکسی گرفت و رفت سمت بار و وقتی رسید پول تاکسی رو پرداخت کرد و پیاده شد و رفت داخل بار دور و بر رو نگاهی کرد و جین رو مست پیدا کرد که سرش رو گذاشته بود روی میز و بقیه اعضا هم مست بودن سلام کرد و جین رو بیدار کرد و بلند کرد و دستش رو انداخت دور گردنش...
+اوکی جین ماشین داری؟
–اوهوم...خیلی زیاد...
+نه منظورم اینه با ماشین اومدی اینجا؟
–اوهوم...کلیدش...کلیدش توی جیبمه
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۳.۲k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط