بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه سه🍷🔪
آروم زمزمه کردم
+میشه بری بیرون؟
ابرویی بیرون انداخت و نه ای گفت
_نمیشه
استرس گرفته بودم ، حس میکردم قراره کاری کنه
با نزدیک شدنش سرش جوابمو گرفتم
بوسه ای کنار لبم زد
+من الان زنم و میخوام
چشمام گرد شد ،تو اتاق پرو ؟؟؟
_بریم خونه بعد ...
به این هول شدن من خندید و سرمو سمت خودش کشید
بوسه ای روی موهام کاش
کنار گوشم با لحن داغی گفت
+وقتی میگم الان یعنی همین الان... زلزله ام بیاد ول کنت نیستم
بعد همونجا رو بوسه زد
با خجالت لب زدم
_اصلا میریم ماشین اینجا صدامونو...
بی توجه به من کارشو میکرد
سرشو فرو برد توی گردنم
+من همینجا میخوامت
_لباس کثیف میشه..
+بشه؛ دوباره برات میگیرم
بعد بی توجه بهم کار خودشو کرد...
پارت صد پنجاه سه🍷🔪
آروم زمزمه کردم
+میشه بری بیرون؟
ابرویی بیرون انداخت و نه ای گفت
_نمیشه
استرس گرفته بودم ، حس میکردم قراره کاری کنه
با نزدیک شدنش سرش جوابمو گرفتم
بوسه ای کنار لبم زد
+من الان زنم و میخوام
چشمام گرد شد ،تو اتاق پرو ؟؟؟
_بریم خونه بعد ...
به این هول شدن من خندید و سرمو سمت خودش کشید
بوسه ای روی موهام کاش
کنار گوشم با لحن داغی گفت
+وقتی میگم الان یعنی همین الان... زلزله ام بیاد ول کنت نیستم
بعد همونجا رو بوسه زد
با خجالت لب زدم
_اصلا میریم ماشین اینجا صدامونو...
بی توجه به من کارشو میکرد
سرشو فرو برد توی گردنم
+من همینجا میخوامت
_لباس کثیف میشه..
+بشه؛ دوباره برات میگیرم
بعد بی توجه بهم کار خودشو کرد...
- ۲.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط