دختره توی پارک نشسته گریه میکنه. رفتم جلو میگم ببخشید خان
دختره توی پارک نشسته گریه میکنه. رفتم جلو میگم ببخشید خانم مشکلی پیش اومده؟ میگه من تو هفت آسمون یه ستاره هم ندارم. گفتم فکر کن من ستاره تو ام. چه کمکی میتونم بکنم. یاور نیشش تا هیپوفیزش استاد شد، میگه راست میگی؟؟؟ باشه پس قرار عقدمون باشه پنج شنبه همین هفته. یعنی فردا...
یعنی مثل تیر رستم فلنگ رو بستم گفتم برم توی چشم اسفندیار جام امن تره. واللللااااا.....
یعنی مثل تیر رستم فلنگ رو بستم گفتم برم توی چشم اسفندیار جام امن تره. واللللااااا.....
- ۲.۸k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط