مادرم قسم میخورم : زمانی که پیر شدی، اگر هنگام غذا خوردن
مادرم قسم میخورم : زمانی که پیر شدی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایت را کثیف کردی و یا صحبت های تکراری و کسل کننده کردی
یاد بیاورم وقتی کوچک بودم مجبور میشدی روزی چند بار لباسهایم را عوض کنی، برای سرگرمیم مجبور میشدی بارها داستانی را برایم تعریف کنی،
وقتی بی خبر از پیشرفتهای امروز سوالاتی میکنی،با تمسخر به تو
ننگرم،
وقتی پاهایت توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بدهی،
همانگونه که من اولین قدمهایم را کنار تو برمیداشتم،یاریت کنم همانگونه که تو یاریم کردی ،کمک کنم تا با نیرو و شکیبایی این راه را به پایان برسانی.
به افتخار تمام مادران چه آنهایی که هنوز نفسشون مایه دلگرمی ماس چه اونایی که یادشون همیشه همراه ماس،
یاد بیاورم وقتی کوچک بودم مجبور میشدی روزی چند بار لباسهایم را عوض کنی، برای سرگرمیم مجبور میشدی بارها داستانی را برایم تعریف کنی،
وقتی بی خبر از پیشرفتهای امروز سوالاتی میکنی،با تمسخر به تو
ننگرم،
وقتی پاهایت توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بدهی،
همانگونه که من اولین قدمهایم را کنار تو برمیداشتم،یاریت کنم همانگونه که تو یاریم کردی ،کمک کنم تا با نیرو و شکیبایی این راه را به پایان برسانی.
به افتخار تمام مادران چه آنهایی که هنوز نفسشون مایه دلگرمی ماس چه اونایی که یادشون همیشه همراه ماس،
- ۱.۰k
- ۱۷ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط