{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی من آرام میگذشت...

زندگی من آرام میگذشت...
اتفاقی نمی افتاد
تا اینکه سکوتی تمام وجودم را دگرگون کرد...
بی صدا آفتابی شد...
ودست مرا گرفت وبه راه نوشتن کشید
آری سکوت...
سکوتی که مشمول تحمل هاست...
سکوتی که از دنیا بریده است...
دیدگاه ها (۱)

طرفداراش لااااااااىک....

اىنم کوچىکىاى مهرىماه سلطان هست

دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی ووقتی نیست چیزی توزندگیت...

*تو به من گفتی از این عشق حضرکن ساعتی چند بر این آب نظرکن آب...

پارت ۶: حقیقتی که دفن شده بودخانه بعد از رفتن آن مرد، در سکو...

تکاپو پارت ۹۹: فکر کردم کشتمش! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...عمارت برخلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط