سحرم دولت بیدار به بالین آمد
سحرم دولتِ بیدار به بالین آمد .
گفت برخیز که ان خسروِ شیرین آمد.
====================
دراین سحرگاه روز جمعه , جدیدترین
شعری را که هم اکنون سروده ام تقدیم
میکنم به عاشقان و منتظران قائمِ آلِ محمّد(ص).* این هدیه شب زنده داری ( امشب )من به شما عزیزان است *
***********
((( بیا )))
گلِ گمگشته یِ من , فصلِ بهاراست بیا .
وقتِ آن وعده و آن قول و قراراست بیا.
مانده ام چشم به راهِ تو دراین عمرِقصیر.
دلِ من بی کس وبی مونس و یار است بیا
هرکجا می نگرم , عرصه یِ رنگ است و ریاست.
کذب و کذّاب. ,کنون یکهّ سوار است بیا.
تا به کِی ناله کنم , ازغمِ این چرخِ زبون .
ستم و جور و جفا , روز شمار است بیا .
جمعه ها میگذرند ازپیِ هم , سلسله وار .
دیده یِ منتظران , زار و نزار است بیا .
جمکران رفتم و در حسرتِ دیدار شدم .
آرزوها نه به دار و نه به بار است بیا .
بی حضورِ تو بسی چرخِ فلک عشوه گراست
کید و سالوس و ریا , قافله دار است بیا .
دائمآ , جمله به امّید ِ دعایِ فرجیم .
روزِ عشّاق , به کامِ شبِ تار است بیا .
مستمندان و یتیمان , همگی منتظراند .
حالشان در غمِ هجرانِ تو , زاراست بیا.
جنگ و خونریزی و هم در بدریها به وفور.
پیکرِ صلح و صفا , بر سرِ دار است بیا.
قبله یِ اوّل و دوّم , همه در دستِ عدوست
کعبه در سیطره یِ قومِ تتار است بیا .
عشق و ایمان و صداقت شده چون طبلِ تهی
این مسلمانیِ ما , فاجعه بار است بیا .
یارِ غارِ تو بُوَد خضرِ نبی , دلبرِ من .
همرهِ دلبرِ من , وقتِ گذار است بیا .
** دلِ مفتونِ منِ زار , به پیرانه سری .
خسته ازکشمکش و شعرو شعار است بیا
ناله یِ بلبلِ محزون , بُوَد از دوریِ گل .
چو عظیم از غمِ هجرِ تو فگار است بیا .
* گلِ گمگشته یِ من , فصلِ بهاراست بیا
*وقتِ آن وعده وآن قول و قراراست بیا
=======================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان .
گفت برخیز که ان خسروِ شیرین آمد.
====================
دراین سحرگاه روز جمعه , جدیدترین
شعری را که هم اکنون سروده ام تقدیم
میکنم به عاشقان و منتظران قائمِ آلِ محمّد(ص).* این هدیه شب زنده داری ( امشب )من به شما عزیزان است *
***********
((( بیا )))
گلِ گمگشته یِ من , فصلِ بهاراست بیا .
وقتِ آن وعده و آن قول و قراراست بیا.
مانده ام چشم به راهِ تو دراین عمرِقصیر.
دلِ من بی کس وبی مونس و یار است بیا
هرکجا می نگرم , عرصه یِ رنگ است و ریاست.
کذب و کذّاب. ,کنون یکهّ سوار است بیا.
تا به کِی ناله کنم , ازغمِ این چرخِ زبون .
ستم و جور و جفا , روز شمار است بیا .
جمعه ها میگذرند ازپیِ هم , سلسله وار .
دیده یِ منتظران , زار و نزار است بیا .
جمکران رفتم و در حسرتِ دیدار شدم .
آرزوها نه به دار و نه به بار است بیا .
بی حضورِ تو بسی چرخِ فلک عشوه گراست
کید و سالوس و ریا , قافله دار است بیا .
دائمآ , جمله به امّید ِ دعایِ فرجیم .
روزِ عشّاق , به کامِ شبِ تار است بیا .
مستمندان و یتیمان , همگی منتظراند .
حالشان در غمِ هجرانِ تو , زاراست بیا.
جنگ و خونریزی و هم در بدریها به وفور.
پیکرِ صلح و صفا , بر سرِ دار است بیا.
قبله یِ اوّل و دوّم , همه در دستِ عدوست
کعبه در سیطره یِ قومِ تتار است بیا .
عشق و ایمان و صداقت شده چون طبلِ تهی
این مسلمانیِ ما , فاجعه بار است بیا .
یارِ غارِ تو بُوَد خضرِ نبی , دلبرِ من .
همرهِ دلبرِ من , وقتِ گذار است بیا .
** دلِ مفتونِ منِ زار , به پیرانه سری .
خسته ازکشمکش و شعرو شعار است بیا
ناله یِ بلبلِ محزون , بُوَد از دوریِ گل .
چو عظیم از غمِ هجرِ تو فگار است بیا .
* گلِ گمگشته یِ من , فصلِ بهاراست بیا
*وقتِ آن وعده وآن قول و قراراست بیا
=======================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان .
- ۶.۶k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط