{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت تلخی شده

حکایت تلخی شده
خواستنها
ونرسیدنها
مانند پرنده ای محبوس که قلبش آکنده از
هوای آزادی و.......
دیدگاه ها (۱)

دنیا پر از آدم‌هایی است کهیکی را دوست میدارند اما ،با کسی دی...

خیلی ها این روزها یک نیمکت ذخیره برای آدمهای اطرافشان در نظر...

تویی که نمیشناسمت ولی دوست دارمتتویی که نمی بینمت ولی با دید...

هزار بار گفته امآدم دلتنگهیچ چیز حالیش نمی شودفقط حرفهای نگف...

و عمر، شیشه‌ی عطر است! پس نمی ماندپرنده تا به ابد در قفس نمی...

ای شرقی قشنگ! که شعرم برای توستدر بیت بیت هر غزلم رد پای توس...

غزلی نگفته دارم، که کند ز تو حکایتبه چکامه چون سرایم، آنهمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط